بسمه تعالی
(توضیحات آقای سوری درباره شهید راجیان)
نحوه ی آشنایی شما با شهید چگونه بود؟
ما باهم همسایه بودیم
بهترین خصوصیات شهید چه بود؟
بچه ی پاک ومومن وولایت مدار بود
نحوه شهید شدن آن شهید چگونه بود؟
اول در یک عملیات مجروح می شود وزخم سطحی بر می دا رد و بعد مداوا میشود
وبعد برای رفتن به یک عملیات با سه چهار نفرکه پشت ماشین بودند و شهید راجیان جلوی ماشین کنار راننده نشسته بود که ماشین می رود روی مین و منفجر میشود
نحوه نماز خواندن شهیدچگونه بود؟
نماز را همیشه به جماعت می خواندند و همیشه به خانه ی ما می آمدند و آیفون را میزدند و مثلا میگفتند 10 دقیقه ی دیگر نماز است. بیشتر موقع ها در تهران نبودند و در عملیات های مختلف در شهر های دیگر بودند.
نحوه ی برخورد با پدر و مادرش چگونه بود؟
خیلی به پدر و مادرش احترام میگذاشت. سه تا برادر بودند و شجاع و با غیرت، با شرف فرق میکرد.
نحوه ی برخورد با خواهر و برادرانش چگونه بود؟
به خواهر و برادرانش چگونه احترام میگذاشت
با دوستانش چگونه بود؟
از رفاقت کم نمیگذاشت، ورزشکار بود، بکس کار بود، بعضی ها میدانستند ورزشکار است.
یک خاطره: یک درگیری پیش آمد، توهین کردند و یکی را از پشت با چاقو زدند که وی را به بیمارستان ایرانشهر، دکتر گفت: نوشابه کوکاکولا بهش بدین که اون شب هرجا رو گشتیم نوشابه نبود، تو رفاقت کم نمیگذاشت.
رابطه اش با امام و ولایت چگونه بود؟
هم ولایت پذیر بود و کسی هم جرات نداشت اسم و فامیل آنها را کم نکند (رده بالاهارو) خیلی امام را دوست داشت
فعالیت او در مسجد و پایگاه چه بود؟
عملیات انجام میداد ، فعالیت در کمیته آقای احمد احسانی بود که خیلی به هم احترام میگذاشتند و شهید مصطفی بود. مسئول آموزش نظامی بود. احمد انسانی 4ماه مانده بود قاضی بشود دوستش اسلحه خالی را رو به او گرفت وشلیک کرد و شهید شد
شغل و روابط کاری او چگونه بود ؟
تحصیل می کرد ولی کار نمی کرد قبلا نونهالان سراسر رودخانه بود با او فوتبال بازی می کردیم آشنا شدیم در دوران جنگ تحصیل می کرد دبیرستانی بود
قبل انقلاب چه کار می کرد؟
به ما اعلامیه می داد و ما شب ها می رفتیم پخش می کردیم.
چند سالگی شهید شدند؟
21سالش بود شهید شد متولد 1340بود.
امام دستور داد به همه ی نیروهای سپاه :من فرمانده ی کل قوام کردستان را از دست اشرار نجات دهید اون موقع سپاهی وجود نداشت و به نیروهای مسلح گفتند از طریق کمیته و خودش داوطلب برای رفتن شد.
میزان تحصیلات او چقدر بود؟
او سه سال را تمام کرد ولی دیپلم را نگرفت شهید شد.و فقط در کردستان بود.
شب ها نمی خوابید-بیدار بود میگفتند خرگوش خواب همیشه با لباس نظامی می خوابید وآماده بود وبیشتر در کامیاران فعا لیت می کرد اول در کمیته بود بعد بسیج وبعد سپاه او فرمانده عملیات منطقه بود.
شوخی چگونه می کرد؟(آقای سوری)آن موقع عقد کرده بودم ولباس سفید گرفته بودم و شهید به من گفت کی میشه که من ازدواج کنم مادر خانومم از این لباسها واسم بگیره .
لباس پوشیدن او چگونه بود ؟
ساده ومعمولی وهمیشه آستین بلند ویقه بسته می پوشید .اون موقع که آزادی وجود داشت او این جوری بود.
حضورش در نماز جمعه چگونه بود؟اگر در تهران بود حتما می رفت.(آقای سوری)من 7تا شهید شستم وشهید راجیان.قد بلندی داشت.وقتی آوردنش به بک نخ وصل بود .
شرکت درنماز جماعت وادعیه چگونه بود ؟
اگر در تهران بود می رفت.وهمین طور مسجد صا حب الزمان.
چگونه با نامحرم معاشرت می کرد؟
اصلا بر خورد نمی کرد و اگر صحبت می کرد سرش پایین بود و خشمگین می شد.
در مورد غیبت ودروغ چگونه بود؟
صحبت نمی کرد ومی گفت برید خودشو صدا کنید.
ارادتش نسبت به امام حسین(ع)وامه چگونه بود؟
خیلی به امام حسین وائمه وابسته بود.
نظرش درباره ی شهادت چه بود؟
به چیزی که می خواست رسید.مصطفی داداشش بود.
(آقای سوری)تو خواب دیدم خیلی جای خوبی داشت و گفتم تنهایی،گفت نه حبیب و مصطفی هم هستند.
(توضیحات آقای اعلایی)
نحوه ی آشنایی شما با شهید چگونه بود؟
در پارک ملت با او آشنا شدم. او در پارک تنقلات می فروخت تا پولی در آورد. بچه ی محل ما بود و با او بزرگ شدم. قبل از انقلاب ،بچه ای بود که کار برایش عار نبود ،تحصیل می کرد دوست داشت تحصیل کند تا منبع درآمدی برای خانواده اش باشد .
بهترین خصوصیت شهید چه بود ؟
پشتکار داشت، مومن بود ،در جبهه ی کامیاران جنب وجوش زیادی داشت. 3،4ماه با هم بودیم و بعد وارد سپاه شد .
شهادت او چگونه بود ؟
سوار ماشین بودند که داشتند از یک منطقه ای رد می شدن و ماشین می رود روی مین که دوتا دستاش به پوست آویزان می شود.
رابطه ی شهید با امام چگونه بود؟
تابع ولایت فقیه بود وبه امام خیلی علاقه داشت .
رفاقت او با دوستانش چگونه بود؟
خیلی با محبت بود همیشه رو صورتش لبخند ملیح داشت هر چند کارش سخت بود اما همیشه چهره اش شاد و خندان بود .
رابطه ی او با پدر ومادر وخواهر وبرادرانش چگونه بود؟
صمیمی بود و با برادرانش در پارک ملت کار می کردند.
یک خاطره بعد از انقلاب ؟
سال 1358در کمیته وجبهه ی کامیاران بود . یک شب ماموریت دادند بریم آفریقا که مسا ئل لهب و لعب داشتند و آنها بدون اجازه وارد خانه شدند و شهید راجیان ناراحت شدند از اینکه کسی در خانه نبود . شور جوانی داشت.
لباس پوشیدن او چگونه بود؟
لباس سپاه می پوشیدند و ساده.
ارادت او به امام حسین و ائمه (ع) چگونه بود؟
نسبت به امام حسین ارادت خاصی داشت.
نظر شما درباره ی این که چگونه انتخاب شد ؟
اخلاصش بالا بود .
توضیحات (آقای اکبر نقوی)
نحوه ی آشنایی شما با شهید چگونه بود ؟
از دوران دبیرستان ،دبیرستان جم .و در کوچه همسایه هم بودیم.کهخ با برادرانش (حسن ،حسین)وخودش سلامک داشتیم.صمیمی بودیم.
در مدرسه چطور بود ؟
خیلی خوب و ورزشکار بود،بکس کار می کرد .سال 1353یک سری بودند بکس کار می کردند .
فعالیت انقلاب او چگونه بود ؟
در همه ی تظاهرات ها می آمد و در درگیری ها شرکت می کرد .
تحصیلات او چگونه بود ؟
در حد متوسط بود .
بهترین خصوصیت او چه بود؟
اخلاق، منش و رفتار،حرف بی ربط نمی زد.شوخی بی جا نمی کرد.
نحوه ی شهادت او چگونه بود ؟
معاون عملیات سپاه کامیاران ،با ماشین می رن روی مین و شهید می شود .
نماز خواندنش چگونه بود؟
درهمهی هیئت ها بود .درنماز جماعت شرکت می کرد،مسجد صاحب الزمان بیشتر می آمد.
برخورد او با پدر ومادرش چگونه بود؟
خیلی به پدر ومادرش احترام می گذاشت .حتی بیشتر از برادراش .کمک حال خانواده هم بود .
روابط او با امام چگونه بود؟
خیلی روابطش خوب بود .اعلامیه پخش می کرد .
فعالیتش در مسجد وپایگاه چگونه بود؟
در مدرسه همدیگر را می دیدیم.
رفاقت او با دوستانش چگونه بود؟
خیلی خوب بود وبچه ها را نصیحت می کرد.وبه بچه ها بکس یاد می داد.
از چند سالگی به مسجد آمد؟
از16سالگی .فقط در مدرسه باهم بودیم.
منطقه ی شهادت کردستان ،کامیاران بود وبا دوشکا با اشرار درگیر می شد.دو حزب دموکرات وکمورات بودند .رضا در گشت جند الله بود.
شوخی هایش چگونه بود؟
شوخی های بی جا نمی کرد.
نحوه ی لباس پوشیدنش چگونه بود؟
معمولی، لباس خاکی وساده.
تقید به احکام اسلامی ؟
خیلی پایبند بودند .
معاشرت با نامحرم؟
خیلی متقید ،نگاه مستقیم نمی کرد،خانواده ی مذهبی بودند .
در مورد غیبت ودروغ گویی؟
اصلا نمی کرد.
ارادت به ائمه؟
اعتقاد خیلی زیاد داشت.خودشان هیئت داشتند ودر هیئت ها شرکت می کرد.
نظرتان درباره ی شهادت او چیست؟
بدلیل خلوص نیتش که داشت.شهیدبابائی و یک سری دیگر بودند که همه شان با هم اعزام شدند.